أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

109

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

پيغمبر بودند نوح كه او بر رنج قوم خود صبر كرد ، و ابراهيم كه بر آتش صبر كرد ، و يعقوب كه بر فراق فرزند صبر كرد ، و اسماعيل كه بر ذبح صبر كرد ، و يوسف كه بر بلاى چاه و زندان صبر كرد ، و ايّوب كه بر بيمارى صبر كرد و گفتند كه : چهار كس بودند ابراهيم و موسى و داود و عيسى ؛ عزم ابراهيم آن بود كه خداى تعالى او را گفت : أسلم ، او گفت : أسلمت لربّ العالمين ، آنگه او را ابتلا كرد در مال و نفس و فرزند و وطن ؛ به همه وفا كرد و در همه صادق آمد ، و عزم موسى آن بود كه او را گفتند : إنّا لمدركون ، او گفت : كلّا إنّ معى ربّى سيهدين ، و امّا عزم داود آن بود كه بر خطيّهء خود چندان بگريست كه پيرامن او گياه برست ، و عزم عيسى آن بود كه در دنيا خشتى بر خشتى ننهاد و گفت : دنيا گذرگاه است ببايد گذشت و عمارتش نبايد كرد ، پس چنان است كه خداى تعالى رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را فرمود كه : صبر كن چنان كه اولو العزم كردند ؛ در صدق چون ابراهيم باش ، و در وثوق چون موسى باش ، و در خشوع چون داود باش ، و در زهد چون عيسى باش . [ وَ لا تَسْتَعْجِلْ لَهُمْ ] و تعجيل مكن براى كافران به عذاب و از خداى تعالى براى ايشان تعجيل عذاب مكن كه البتّه عذاب بايشان رسد و چون عذاب ايشان رسد حال ايشان چنان خواهد بود كه آن روز كه عذاب موعود بينند پندارى كه در دنيا اگرچه عمرهاى دراز مانده باشند كه يك ساعت از روز بيش نماندند در جنب عذاب ابد . آنگه گفت : [ بلاغ ] اين رسانيدنى است و اين قرآن به آنچه دروست بلاغى و كفايتى هست پس هيچ هلاك كنند مگر قومى را كه از فرمان خداى تعالى بيرون آمده باشند ؟ ! سعيد جبير از عبد اللّه عبّاس روايت كرد كه چون زنى دشوار زايد اين كلمات بر جائى بايد نوشتن و فرو شستن تا باز خورد : بسم اللّه الرّحمن الرّحيم لا إله الّا اللّه الحليم الكريم سبحان اللّه ربّ السّماوات السّبع و ربّ العرش العظيم « 1 » كأنّهم يوم يرون ما يوعدون لم يلبثوا الّا ساعة من نهار بلاغ فهل يهلك الّا القوم الفاسقون .

--> ( 1 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) باضافهء « كأنّهم يوم يرونها لم يلبثوا الّا عشيّة أو ضحيها » در جاى علامت متن .